اسحاق بن اسماعيل دهلوى
25
غاية الشفاء
اندر تن ساكن باشد به او الفتى گيرد و با مجاورت او خو كند و حس سردى آن نيايد ليكن حرارتى چون بدان خلط رسد كه او را بجنباند حس او يافته شود همچو كسى كه اندر گرمابه آب سخت گرم بر خويشتن ريزد و اجزاى رطوبت از معده بجنبد و بگدازد و خواهد كه تحليل پذيرد كيفيت آن محسوس گردد و همچنين تا خلط سودا اندر موضع خويش ساكن باشد آن موضع را كه با او خو كرده است كيفيت آن محسوس نباشد ليكن چون حرارتى غريب او را بجنباند و اندر تن پراگنده كند اعضاى ديگر كه با او خو كرده نباشد كيفيت آن بيايد سبب سرما كه در مقدمهء تپ پديد آيد اينست اندر شناختن قانونها كه بعلاج اين تپها به كار آيد طبيب را بايد كه در معالجهء اين تپها قصد بسه چيز كند يكى آنكه گرمى و خشكى تپ را بچيزهاى سردتر تلافى كند و بدان تسكين دهد دوم آنكه قوت بيمار نگاه دارد سوم آنكه بنگرد اگر ماده بسيار است لختى كم كند و اگر خام است لختى بزايد و اين چنان باشد اگر ماده غليظ باشد او را بچيزهاى معتدل رقيق كند و اگر غليظ نباشد رقيق باشد بچيزهاى مغلظ معتدل كند و گاه باشد با آنكه تپ باشد غلظتى و خامى خلط از تدبير و تسكين آن بازدارد بزائيدن خلط و ترقيق آن مهمتر باشد اگر چيزهاى بزننده و معتدلكننده ميل بگرمى دارد دلايل خود همه گرم باشد و چيزهاى كه اخلاط را گرم كند هم گرم باشد طبيب اندر چنين جائى نگاه كند تا كدام مهم آسانتر است ماده بزائيدن يا تسكين دادن يا كم كردن يا قوت نگاهداشتن بدانچه آسان و سهلتر باشد مشغول بايد شد و اندر بيشتر حالها احتياط آنست كه بكشكاب قناعت كند و اگر ماده كمتر باشد يك هفته اصلاح كند و ماء الفواكه دهد و هرگاه كه حرارت سخت قوى باشد و طبيب بسبب زيادت حرارت از خود رخصت نيابد كه جز بتعديل مزاج و تسكين حرارت مشغول شود اگر قوت بيمار ضعيف باشد اولا به تسكين حرارت و نگاهداشتن قوت مشغول شود و بچيزهاى كه اندر چنين جاى لائقتر بود چون كشكاب غليظ و قرص نان يا ماهى تازه خورد به سركه پخته يا به آب غوره يا به آب انار ترش يا به زرشك و تسكين